عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : سه شنبه 8 دی 1394
بازدید : 495
نویسنده : وحید

ورود توريست ممنوع!
بازديد از نقاط ناشناخته و مرموز در گوشه و كنار دنيا، يكي از كارهاي مورد علاقه گردشگران ماجراجويي است كه براي تجربه
ترس و وحشت قدم به اين مكان ها مي گذارند؛ افراد با دل و جرأتي كه دوست دارند در طول سفر، حادث ههاي جديدي را تجربه
كنند. با وجود اين، درهاي ورودي بعضي از اين مكان ها، به خاطر اتفاق هاي دلهره آوري كه در آنجا رخ داده به روي گردشگران
بسته است و به هيچ گردشگري توصيه نمي شود كه از نزديك از اين منطق هها بازديد كند يا به تنهايي قدم به داخل آنها بگذارد.
جنگل تاريك- ژاپن
ها يا « يورئي » يكي از وحشتناك ترين مناطق ژاپن به شمار مي رود؛ جايي كه به اعتقاد مردم اين كشور « آئوكيگاهارا » جنگل
روح هاي سرگردان در ميان شاخ و برگ درختان اين جنگل مخوف پرسه مي زنند و با زمزمه اي آرام از مرگ مي گويند. هرچند
وزش باد و پيچيدن آن در ميان شاخ و برگ درختان اين جنگل باعث به وجود آمدن چنين صداي مخوفي مي شود اما سابقه
اين مكان رعب آور باعث شده خيلي ها از تنها ماندن در جنگل آئوكيگاهارا هراس داشته باشند.
هم شناخته مي شود و در كوهستان فوجي قرار گرفته و همه جاي آن از « جنگل تاريك » آئوكيگاهارا كه بين محلي ها با نام
درخت هاي انبوه انباشته شده است. نكته عجيب اينجاست كه خيلي ها معتقدند اين جنگل، بهترين مكان براي مردن است!
تعداد زياد خودكشي هاي انجام گرفته در اين جنگل هم به اين شايعات دامن زده و اين طور به نظر مي رسد كه شاخ و برگ
درختان، افرادي را كه در اين جنگل تنها مي مانند به مرگ دعوت مي كند.
البته رفتن به اين جنگل كار ساد هاي نيست و به خاطر اينكه مسير منتهي به جنگل آئوكيگاهارا از سنگ هاي آتشفشاني پوشيده
شده، رسيدن به اين جنگل با دشواري هاي زيادي همراه است. افراد محلي و بوميان منطقه ادعا مي كنند كه به جز حضور ارواح،
در اين جنگل، اتفاقات غيرطبيعي زيادي هم رخ م يدهد؛ هرچند تاكنون آمار دقيقي از افرادي كه در آئوكيگاهارا دست به
78 جسد از ميان شاخ و برگ هاي جنگل مرگ پايين كشيده ، خودكشي زده اند در جايي ثبت نشده اما فقط در سال 2002
شدند و همين موضوع باعث شد اسم آئوكيگاهارا، بيشتر از قبل بر سر زبا نها بيفتد اما ماجرا به همين جا ختم نشد چرا كه
چهار سال بعد، 16 خودكشي ديگر در اين جنگل به ثبت رسيد.
نكته جالب اينجاست كه اگر كسي قدم به اين جنگل تاريك بگذارد، از همان ابتدا در گوشه و كنار آن با تابلوهايي روبه رو
قبل از اينكه تصميم به خودكشي بگيريد با » يا «. لطفا در تصميم خود تجديدنظر كنيد » مي شود كه روي آنها جمله هايي مثل
نوشته شده است! اما هيچ كدام از اين راهكارها نتيجه مطلوبي نداشته اند و خودكشي ها در آئوكيگاهارا «. پليس مشورت كنيد
همچنان ادامه دارد.
باغ هاي سمي- ايتاليا، انگليس
پادوآ يكي از معروف ترين فضاهاي سبز كشور ايتالياست كه به خاطر گياهان دارويي و سمي اي كه از قرن پانزدهم در آن پرورش
داده ميشود معروف ميشود. از آنجا كه بارها اتفاق هاي ناگواري براي بازديدكننده هاي آن پيش آمد، اين مكان هم به فهرست
نقاط ممنوعه دنيا براي سفر كردن اضافه شد.
قضيه از اين قرار بود كه بسياري از بازديدكننده هايي كه با اين گياهان سمي آشنايي نداشتند بر اثر تماس اشتباهي يا عمدي،
دچار مسمويت هاي شديد مي شدند و حتي در بعضي موارد جانشان هم به خطر مي افتاد. به همين خاطر، با وجود زيبايي هاي
زياد اين باغ، در آن به روي گردشگران بسته شده است. به جز پادوآ، باغ ديگري به اسم آلنويك هم در انگليس وجود دارد كه
به تازگي مجوز كشت گياهان سمي و دارويي با اهداف مشخص را به دست آورده؛ به همين دليل افراد عادي اجازه ورود به اين
باغ را ندارند.
گورستان سنت لوئيس- آمريكا
گورستان ها، هميشه به عنوان مرموزترين و رعب آورترين نقاط دنيا شناخته مي شوند. گورستان سنت لوئيس يكي از مكان هاي
ترسناكي است كه اسمش در فهرست مكان هاي ممنوعه براي سفر ثبت شده. سنت لوئيس، اسم يكي از سه گورستان
كاتوليك ها در نيواورلئان لوئيزياناست.
از آنجا كه آب هاي زيرزميني زيادي از اين منطقه عبور مي كنند، مسوولان گورستان تصميم گرفتند قبرهاي آن را در بالاي
زمين بسازند؛ براي همين هر سه گورستان روي سرداب هاي زيرزميني بنا شده اند. بيشتر قسمت هاي اين گورستان در قرن
هجدهم و نوزدهم ساخته شده و در نتيجه از رنگ و روي قبرها پيداست كه سال هاي زيادي از زمان دفن اجساد در آنها
مي گذرد.
افرادي كه به اين منطقه سفر مي كنند اجازه ندارند اين گورستان را به تنهايي ببينند؛ چون فضاي آن طوري است كه بدون
استثنا بيشتر افرادي كه به تنهايي به آن قدم گذاشته اند، با وحشت و دلهره زيادي روبه رو شده اند؛ آن قدر كه بعضي ها به فكر
خودكشي هم افتاده اند. به خاطر همين افرادي كه دوست دارند از نزديك اين گورستان اسرارآميز را ببينند بايد با گروه هاي
گردشگري به اين منطقه سفر كنند.
محوطه مري كينگ- اسكاتلند
از سال ها پيش، محوطه زيرزميني مري كينگ در شهر قديمي ادينبورگ اسكاتلند به عنوان يكي از اسرارآميزترين و
ترسناك ترين مكان ها شناخته مي شود؛ منطقه اي كه هيچ گردشگري به تنهايي جرأت حضور در آن را ندارد. از سال 1645
زندگي در اين محوطه زيرزميني، براي هميشه از بين رفت.
آنهايي كه در اين منطقه زندگي مي كردند به بيماري طاعون دچار شدند. مسوولان شهر هم تصميم گرفتند اين جايگاه
زيرزميني را بر سر ساكنان آن خراب كنند تا افرادي كه دچار طاعون شده اند همان جا بميرند. با اين حال پزشكان زيادي براي
مداواي طاعون زده ها داوطلب شدند.
« خيابان بخشش » آنها لباس هاي مخصوصي مي پوشيدند تا گرفتار اين بيماري مهلك نشوند. شايد به همين دليل است كه اسم
را به جايي كه مري كينگ در آنجا واقع شده داده اند. با اينكه تصميم مسوولان شهر براي خراب كردن اين محوطه با موافقت
روبه رو نشد، اما بيشتر ساكنان طاعون زده اين منطقه به خاطر بيماري جانشان را از دست دادند.
از همان زمان، خيلي ها درمورد ديده شدن روح سرگردان افرادي كه در مري كينگ مرده بودند، صحبت ميكردند. با گذشت
سال ها هنوز هم گفته مي شود كه در اين مكان رعب آور روح دختربچه اي به نام آني بارها و بارها ديده شده است. آنهايي كه
مدعي اند آني را ديد هاند مي گويند كه او هميشه به خاطر گم كردن عروسكش با چهره اي گريان ديده شده است.
براي همين گردشگران پردل و جرأتي كه به صورت گروهي به مري كينگ مي آيند به عنوان هديه، براي آني عروسك مي آورند
و يك اتاق پر از عروسك در اين محوطه به چشم م يخورد.
قصر ماشيكول- فرانسه
قصر ماشيكول در فاصله سال هاي 1404 تا 1440 محل زندگي جيل دو رايس شواليه بريتون بود. اما رايس به خاطر شواليه
بودنش مشهور نشده بود بلكه به خاطر جنايت هاي زيادي كه انجام داده بود به شهرت رسيده بود. او يكي از معروف ترين قاتلان
سريالي كودكان خردسال در قرن پانزدهم بود. در فاصله سال هاي 1432 و 1433 جنازه اولين كودك پيدا شد و پس از آن
قتل ها يكي پس از ديگري به وقوع پيوستند.
كم كم تعداد قرباني ها زياد شد اما هيچ ردي از قاتل ب يرحم آنها پيدا نمي شد. جيل دو رايس در تمام اين سال ها قربانيانش را
در قصر ماشيكول يعني جايي كه در آن زندگي مي كرد به كام مرگ مي كشاند. اما بالاخره اين شواليه مشهور فرانسوي شناسايي
و دستگير شد. البته او مدتي بعد در 26 اكتبر 1440 در شهر نانت به دار آويخته شد و از آن موقع به بعد، اقامتگاه او به يكي از
مخوف ترين نقاط دنيا تبديل شد.
گفته مي شود اين شواليه قاتل بعد از كشتن قرباني هاي كم سن وسالش جنازه بيشتر آنها را در ديوارهاي قصرش مخفي مي كرد.
نكته عجيب اينجاست كه بعدها كه اين مكا نها مورد جست وجو قرار گرفتند، بعضي از جسدها به دليل فرسودگي ساختمان از
در و ديوار بيرون زدند.
به خاطر همين سفر به اين منطقه از فرانسه و بازديد از قصر ماشيكول به تنهايي امكان پذير نيست و افراد علاقه مند بايد با يك
گروه گردشگري همراه شوند.
معدن آسبستوس- كانادا
معدن آسبستوس يكي از معادن ششگانه طبيعي پنبه نسوز در كاناداست. اين ماده مقاومت بسيار بالايي در برابر گرما دارد و به
سادگي آتش نمي گيرد و اين تنها خاصيت خوب آن است اما از طرفي چنانچه فردي مدام در مجاورت پنبه نسوز قرار بگيرد و از
هواي اطراف آن تنفس كند، نه تنها احتمال ابتلا به بيماري سرطان در او زياد مي شود بلكه ممكن است به بيماري هاي ديگري
هم دچار شود. استخراج اين ماده به حدي خطرناك است كه اتحاديه اروپا بهرهبرداري از آن را در سراسر اروپا ممنوع كرده. اين
در حالي است كه كارگران معادن پشم شيشه منطقه تتفورد در كانادا همچنان در حال فعاليت هستند و از همه مهم تر اينكه در
بخش هاي مسكوني اطراف معدن، خانواده هاي بسياري در كنار نخاله هاي پنبه نسوز زندگي مي كنند.
با اين حال طبعيت زيبا و بكر اطراف معدن، گردشگران زيادي را به اين منطقه م يكشاند؛ افرادي كه از خطرناك بودن پنبه
نسوز بي خبرند و از سر كنجكاوي به داخل معدن هم سرك مي كشند. به همين خاطر سفر به اين منطقه هم ممنوع اعلام شده
مگر در موارد خاص و با رعايت نكات ايمني و همراه داشتن ماسك اكسيژن براي تنفس هواي عاري از پشم شيشه.
پل هاي خودكشي- آمريكا، جمهوري چك، انگليس
ل طلايي سانفرانسيسكو هم يكي از مكان هايي است كه بازديد از آن به هيچ گردشگري توصيه نمي شود. براي اينكه با دليل اين
كار آشنا شويد بهتر است نام ديگر پل را بدانيد. پل طلايي سانفرانسيسكو بين مردم اين منطقه با نام پل خودكشي شناخته
مي شود. چرا كه افراد زيادي در طول سال براي خودكشي به آنجا مي روند و با پريدن به درون رودخانه زير پل به زندگي شان
خاتمه مي دهند.
طبق آخرين آمارها تا به حال 1200 نفر روي پل سانفرانسيسكو دست به خودكشي زده اند. داستان هاي عجيب شنيده شده
درباره اين پل، باعث شد كه اريك استيل مستندساز معروف انگليسي در سال 2005 به مدت چند ماه از تمام اتفاقاتي كه روي
پل مي افتاد فيلمبرداري كند.
نتيجه اين كار باوركردني نبود چرا كه در مستند، فيلم خودكشي 23 نفر ضبط شده بود. اين مستند جنجالي همان سال، با نام
پل منتشر شد و توجه بسياري از گردشگران را به اين منطقه جلب كرد.
البته پل طلايي سانفرانسيسكو تنها پل ممنوعه دنيا نيست؛ پل يابود جورج واشنگتن در سياتل هم به عنوان دومين پل مرگبار
آمريكا، بازديدكننده هاي زيادي را به اين منطقه مي كشاند. طبق آمارها تا به حال بيش از 230 نفر خودشان را از بالاي اين پل
به پايين انداخته اند. در جمهوري چك و شهر پراگ هم پلي به نام نوسل وجود دارد كه به خاطر خودكشي هاي زياد افراد نااميد،
معروف شده است.
در اين پل هم 300 نفر دست به خودكشي زد هاند. آمار خودكشي هاي روي اين پل در دهه 90 آن قدر زياد شده بود كه بالاخره
در سال 1997 ميله هايي به ارتفاع سه متر روي اين پل نصب شد تا مانع از پريدن افراد شود. پل هارنسي لين در لندن هم يكي
از ديگر پ لهاي مرگبار جهان است كه هر سال افراد زيادي براي اينكه خودشان را به آغوش مرگ بسپارند روي اين پل قدم
مي گذارند. به همين دليل بازديد از اين پل هم به هيچ گردشگري توصيه نمي شود.



:: موضوعات مرتبط: مکان های دیدنی دنیا , دانستنی های جالب , ,
تاریخ : سه شنبه 8 دی 1394
بازدید : 475
نویسنده : وحید

عده اي هستند كه بعد از مرگ خود براي انتقام يا براي مشهور شدن يا به علت نداشتن هيچ وارثي وصيت هايي ميكنن كه
مورد تعجب همگان ميشود.در زير تعدادي از اين وصيت هاي عجيب را ميخوانيم:
-1 بچه بيشتر بياري ارث را ميبري:چارلز وانس ميلر،در سال 1926 درگذشت،او يك وكيل بود اما هيچ وارثي نداشت به همين
علت وصيت كرد تا اموالش را بفروشند و به زني كه بيشترين بچه را به دنيا آورده بدهند.در اين رقابت چهار زن با به دنيا اوردن
9 فرزند به مقدار مساوي از دارايي هاي ميلر برخوردار شدند.او با مرگ خود باعث شد 36 بچه زندگي خوبي داشته باشند.
-2 روزي يك شاخه گل: جك بني يك از كمدين هاي بزرگ آمريكا،بسيار عاشق همسرش بود.او وصيت كرد بعد از مرگش هر
روز يك شاخه گل رز به درب خانه همسرش ببرند.اين كار به مدت 9سال انجام شد تا سرانجام او نيز درگذشت.
-3 همه چيز مال سگم:الكساندر مك كويين يكي از طراحان خوب لباس،هيچ وارثي نداشت و تنها دوستش سگش بود او تمام
دارايي خود را به اين سگ بخشيد و مقدار زيادي نيز به كميته هاي حمايت از حيوانات كمك كرد.
-4 اززندگي درجوب تا كاخ نشيني:به مانند بالا كارلوتا ليبنستين پس از مرگش در سال 1991 مقدار زيادي پول براي سگ
خود به ارث گذاشت او همچنين خانه بزرگ و ويلايي خود را به تعدادي سگ بخشيد تا ديگر در جوي آب نخوابند و خانه
بزرگي داشته باشند.
-5 ملكه خساست:در سال 1997 وقتي هري هلمسلي درگذشت يك خانه به ارزش ميليون ها دلار از خود به
يادگارگذاشت.همسر سابق او اين اموال را مصادره كرد و با داشتن ثروت بسيار به علت پرداخت نكردن ماليات به زندان رفت.او
در سال 2007 از دنيا رفت و تنها مقدار كمي براي نوه هاي خود به يادگارگذاشت و حتي به دو تا از نوه هاي خود هيچي نداد.
-6 به خاك نسپاريد:جرمي بنتهام كه در دوران خود يك دانشمند و فيلسوف بزرگ بود در سال 1832 درگذشت و وصيت كرد
تا بدن اورا با يونجه پر كنند و بر روي يك صندلي بگذارند.بدن او امروزه در دانشگاه لندن وجود دارد.
-7 انتقام با سيگار:ساموئل برت به خاطر مخالفت هاي همسرش نميتوانست سيگار بكشد او پس ار مرگ وصيت كرد تا اموالش
به همسرش برسد به اين شرط كه او روزي 5 سيگار بكشد.
-8 يه قوطي قبر:شايد شما اسم فرد باير را نشنيده باشيد اما حتما قوطي هاي چيپس را ديده ايد.او با اختراع اين قوطي ها
توانست كمك عظيمي به اين عرصه بكند.او وصيت كرد تا پس از مرگش. بدنش را در اين قوطي جاي دهند.
-9 خاك سپاري در فضا:ژان رودنبري در سال 1991 درگذشت.او خالق پيشتازان فضا بود و وصيت كرد تا بدنش به فضا برود
.مقداري از بدن او با شاتل كلمبيا به آسمان برده شد و باقي بدنش در سفرهاي بعدي به فضا برده شد.
-10 آرزوي مرگ:ژان كنور در سال 1997 در كنتاكي درگذشت و يك خانه به ارزش زيادي براي بازيگر فيلم آرزوي مرگ به
ارث گذاشت اما خواهر او بسيار مخالفت كرد و تنها نيمي از دارايي او به اين بازيگر رسيد و او نيز اين پول را به خيريه بخشيد.



:: موضوعات مرتبط: جوک و طنز , دانستنی های جالب , ,
تاریخ : دو شنبه 7 دی 1394
بازدید : 364
نویسنده : وحید

Men Are Just Happier People
مردان اصولا آدم هاي شادتري هستند
?What do you expect from such simple creatures
از موجودي به اين سادگي چه انتظاري داري؟
.Your last name stays put
نام خانوادگي تو باقي مي ماند
.The garage is all yours
تمام فضاي گاراژ به تو تعلق داره
.Wedding plans take care of themselves
برنامه ريزي براي عروسي خود بخود انجام ميشه
.Chocolate is just another snack
شكولات هم يك خوردني ديگه ست
.You can be President
مي توني رئيس جمهور بشي
.You can never be pregnant
هرگز حامله نميشي
.wear a white T-shirt to a water park You can
براي رفتن به پارك آبي مي توني تي شرت سفيد بپوشي
.You can wear NO shirt to a water park
براي رفتن به پارك آبي مي توني اصلا هيچي نپوشي
.truth Car mechanics tell you the
مكانيك اتومبيل به شما راست ميگه
.urinal The world is your
تمام دنيا آبريزگاه توست
gas station restroom because this one is just too You never have to drive to another
.icky
مجبور نيستي مصافت زيادي تا پمپ بنزين بعدي رانندگي كني به اين دليل كه دستشوئي اين يكي خيلي كثيفه
.a bolt You don't have to stop and think of which way to turn a nut on
مجبور نيستي براي اينكه بدوني مهره رو از كدوم طرف روي پيچ بچرخوني مدتي فكر كني
.Same work, more pay
كار يكسان، درآمد بيشتر
.Wrinkles add character
چين و چروك به تو شخصيت ميده
Wedding dress $5000. Tux rental-$100.100
لباس عروس 5000 دلاره، هزينه يك شب كرايه تاكسيدو فقط 100 دلاره
.your chest when you're talking to them People never stare at
وقتي با ديگران حرف مي زني به سينه ت نگاه نمي كنن
.feet New shoes don't cut, blister, or mangle your
كفش نو پاي تو رو زخم نمي كنه،
.time One mood all the
مي توني هميشه يك حالت داشته باشي
.over in 30 seconds flat Phone conversations are
مكالمه تلفني تو فقط سي ثانيه طول مي كشه
.You know stuff about tanks
خيلي چيز درباره مخزن آب توآلت مي دوني
.A five-day vacation requires only one suitcase
براي 5 روز مرخصي فقط به يك چمدان احتياج داري
.jars You can open all your own
خودت مي توني در تمام بطري ها رو باز كني
.for the slightest act of thoughtfulness You get extra credit
با كوچكترين كار متفكرانه اعتبار زيادي كسب مي كني
.still be your friend If someone forgets to invite you, He or she can
اگر كسي فراموش كرد تو رو دعوت كنه، چه زن و چه مرد، بازم دوست تو باقي مي مونه
.Your underwear is $8.95 for a three-pack
سه تا شورت براي تو فقط 8,95 دلار خرج داره
.enough Three pairs of shoes are more than
سه جفت كفش از سرت هم زياده
.problems in public You almost never have strap
هرگز در اماكن عمومي مشكلي با بند لباس زير نداري
.You are unable to see wrinkles in your clothes
تو قادر به ديدن چروك لباست نيستي
.color Everything on your face stays its original
هرچيزي روي صورت تو هميشه به رنگ طبيعي باقي مي مونه
.hairstyle lasts for years, maybe decades The same
يك مدل مو براي سالها، و يا ده ها سال كافيه
.You only have to shave your face and neck
تو فقط بايد موهاي صورت و گردنت رو بتراشي
.You can play with toys all your life
در تمام عمر مي توني با اسباب بازي بازي كني
.one color for all seasons -- One wallet and one pair of shoes
يك كيف پول و يك جفت كفش....و يك رنگ براي تمام فصلها كافيه
.You can wear shorts no matter how your legs look
پاهات هر شكلي كه باشن بازم مي توني شلوار كوتاه بپوشي
.with a pocket knife You can 'do' your nails
مي توني با چاقوي جيبي ناخن هات رو تميز و مرتب كني
.You have freedom of choice concerning growing a mustache
براي سبيل گذاشتن اختيار تام داري
.On December 24 in 25 minutes You can do Christmas shopping for 25 relatives .
مي توني براي 25 نفر از بستگان روز 24 دسامبر در عرض 25 دقيقه هديه بخري
.No wonder men are happier
پس عجيب نيست كه مردها شادتر هستن



:: موضوعات مرتبط: دانستنی های جالب , ,
تاریخ : دو شنبه 7 دی 1394
بازدید : 381
نویسنده : وحید

در حوزه سينما، برازنده آلفرد هيچكاك است. جملاتي منتخب از او در خاطر « استاد مسلم » سال ها گذشته و هنوزهم لفظ
مانده است. كارگرداني كه هنوز بسيار مي توان از او آموخت.

1 - تلويزيون حق زيادي به گردن روانشناسي دارد؛ هم از اين نظر كه اطلاعات خوبي درباره آن م يدهد و هم اين كه نياز به
روانشناسان را افزايش مي دهد.
-2 ديالوگ ها، صداهايي هستند مثل ديگر سروصداهاي فيلم. از زبان كساني خارج مي شوند كه در حقيقت، چشم هايشان مشغول
روايت داستان است.
3 - كنايه والاترين وجه ادبيات است.
دارد. اگر از يك بازيگر خوششان نيايد فقط كافي است كه پاك كن را بردارند. « ديزني » 4 - بهترين انتخاب بازيگر را كمپاني
( 5 - من آدم ترسويي هستم اين فهرست چندتا از چيزهايي است كه آدرنالين خونم را بالا مي برد: 1) بچه هاي كوچك 2
پليس ها 3) ارتفاع 4) اين كه فيلم بعدي ام به اندازه آخرين فيلمي كه ساخته ام خوب نباشد.
6 - من تمام سعي ام را به كار گرفتم تا از هر نوع سختي و پيچيدگي دور باشم. مي خواهم همه چيز دور و بر م ساكت و به
شفافيت بلور باشد.
7 - فيلم خوب فيلمي است كه حتي اگر صدايش را هم قطع كنيد، تماشاگران كاملا در جريان داستان قرارگيرند.
8 - زمان فيلم بايد متناسب با حوصله تماشاگر باشد.
براي من يك كمدي بزرگ است. يعني جز اين هم نبايد مي بود. « فيلم رواني » - 9
10 - از اين كه بتوانم تماشاگرها را مثل پيانو بنوازم واقعا لذت مي برم.
11 -صحنه هاي قتل را مثل صحنه هاي عاشقانه فيلم برداري كنيد و صحنه هاي عاشقانه را مثل صحنه هاي قتل.
تنها بازيگري است كه واقعا عاشقش هستم. « كري گرانت » - 12
13 - واقعا درك نمي كنم چرا خيلي ها آزمايشات شان را سر صحنه فيلم برداري انجام مي دهند. به نظر من همه چيز بايد از
قبل روي كاغذ آورده شود. مثل آهنگسازي كه بعد از ساعت ها كلنجار و بالا و پايين كردن نت ها، دست آخر موسيقي زيبايي
مي سازد. چيزي كه بايد به دانشجوها آموزش بدهيم اين نوع قدرت تخيل است. اين عنصر مهمي است كه معمولا همه ناديده
اش مي گيرند.
14 - تخم مرغ ها مرا به وحشت مي اندازند. حتي بدتر از وحشت، حالم را به هم مي زنند. يك حجم كروي سفيد، بدون هيچ
منفذي... تا به حال چيزي مشمئز كننده تر از شره زرده تخم مرغ بعد از شكستن ديده ايد؟ خون به خاطر رنگ قرمزش آدم را
سر حال مي آورد. اما زرده تخم مرغ... اه! من كه تا به حال حاضر به مزه كردنش نشده ام.
15 - درك مقوله ترس آنقدرها هم سخت نيست. ما همه در كودكي از چيزهايي مي ترسيديم. مثلا از اين كه شنل قرمزي
كوچولو با گرگ بد گنده روبه رو شود. الان هم چيزي عوض نشده. چيزي كه امروز ازش مي ترسيم از همان جنسي است كه
ديروز ما را مي ترساند. فقط نوع گرگ را عوض كرده اند.
16 - انتقام شيرين است و چاق تان هم نمي كند.
17 - بزرگ ترين شانسي كه در زندگي ام آوردم اين است كه واقعا آدم ترسويي هستم. راستش از اين لحاظ احساس سعادت
مي كنم. اين براي من يك موهبت است كه مقداري ترس در خودم حس كنم، چون به نظرم يك قهرمان شجاع نمي تواند يك
فيلم پرتعليق بسازد.
18 - روزي كسي به من گفت كه هر دقيقه يك قتل رخ مي دهد. بنابراين من ديگر وقتتان را نمي گيرم. برگرديد سركارتان.
19 - تنها راه خلاصي من از ترس هايم اين است كه درباره شان فيلم بسازم.
20 - يك راه حل عالي براي گلودردتان سراغ دارم: ببريدش.
21 -سابق بر اين هم بدمن ها سبيل هاي تابيده داشتند و هر وقت سگي مي ديدند لگدي نثارش مي كردند. امروزه تماشاگران
باهوش تر شده اند. آن ها ديگر دوست ندارند روي صورت آدم بده، نور تاكيدي بيندازيم و از بقيه جدايش كنيم. بدمن هاي
امروزي بايد از ميان مردم عادي و با همان ضعف ها و شكست ها انتخاب شوند.
22 - آدم كش ها در فيلم ها هميشه خيلي تروتميز و شيك نشان داده شده اند. كاري كه من انجام م يدهم اين است نشان دهم
كشتن يك انسان، مي تواند چه قدر سخت و كثيف باشد.
23 - من ضد پليس ها نيستم. فقط از آن ها مي ترسم.



:: موضوعات مرتبط: دانستنی های جالب , سخنان بزرگان , ,
تاریخ : دو شنبه 7 دی 1394
بازدید : 314
نویسنده : وحید

مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارك ژوراسيك
زنگ ورزش : المپيك در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتكشها
ناظم : پليس آهني
كنكور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي كنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : كلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه



:: موضوعات مرتبط: جوک و طنز , ,
تاریخ : دو شنبه 7 دی 1394
بازدید : 331
نویسنده : وحید

لطفا پس از شنيدن صداي بوق ..و پيام هاي زير ..پيغام بگذاريد :
پيغام گير حافظ :
رفته ام بيرون من از كاشانه ي خود غم مخور!
تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور!
بشنوي پاسخ ز حافظ گر كه بگذاري پيام
زآن زمان كو باز گردم خانه ي خود غم مخور !
پيغام گير سعدي:
از آواي دل انگيز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلك را گر فرصتي دادي به دستم
پيغام گير فردوسي :
نمي باشم امروز اندر سراي
كه رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب
چو فردا بر آيد بلند آفتاب
پيغام گير خيام:
اين چرخ فلك عمر مرا داد به باد
ممنون توام كه كرده اي از من ياد
رفتم سر كوچه منزل كوزه فروش
آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد!
پيغام گير منوچهري :
از شرم به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم كه سلامي گويم
بگذاري اگر پيغام پاسخ دهمت
زان پيش كه همچو برف گردد رويم!
پيغام گير مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوري برانگيزم به پا.. خندان شوم شادان شوم!
برگو به من پيغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!
پيغام گير بابا طاهر:
تليفون كرده اي جانم فدايت!
الهي مو به قوربون صدايت!
چو از صحرا بيايم نازنينم
فرستم پاسخي از دل برايت!
وپيغام گير نيما :
چون صداهايي كه مي آيد
شباهنگام از جنگل
از شغالي دور
گر شنيدي بوق
بر زبان آر آن سخن هايي كه خواهي بشنوم
در فضايي عاري از تزوير
ندايت چون انعكاس صبح آزا كوه
پاسخي گيرد ز من از دره هاي يوش
پيغام گير شاملو :
بر آبگينه اي از جيوه ء سكوت
سنگواره اي از دستان آدمي
تا آتشي و چرخي كه آفريد
تا كليد واژه اي از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
كه با همان جوابي گويمت
آنگاه كه توانستن سرودي است
پيغام گير سايه :
اي صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پيامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتي و شنودي باشد
به حقيقت با تو همراز شوم بي نياز كتمان
پيغام گير فروغ :
نيستم.. نيستم..
اما مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
با بوته ها كه چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار
مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
و آستانه پر از عشق مي شود
و من در آستانه به آنها كه پيغام گذاشته اند
سلامي دوباره خواهم داد



:: موضوعات مرتبط: جوک و طنز , ,
تاریخ : دو شنبه 7 دی 1394
بازدید : 257
نویسنده : وحید

روزي مردي از كوچه اي مي گذشت كه ناگاه خربزه اي ديد. گوشه اي افتاده بود و چشمك زنان او را به خوردنش وسوسه
ميكرد.
مرد به هرسو نظر كرد تا از صاحب خربزه نشاني يابد اما خبري از آن نبود.بي اختيار ميل به خوردنش كرد.
خربزه را در دست گرفت و چرخاند .به سرش فكري خطور كرد.با خود گفت من قاچي از آن را ميخورم و مابقي را در گوشه اي
مي اندازم تا كه هر كس از اين كوي گذر كرد با ديدن اين خربزه ي نيم خورده نزد خود گمان برد خاني از اينجا گذركرده و
ميلش تنها اين تكه بوده از خربزه اي بدان شيريني.مرد دستش را روي خربزه كوفت و با خود گفت: آري تو را چند تكه خوردن
بس است چرا كه غم از دست دادن حلاوت تو با شادي خاني من در تصور مردمان ابله بسي يكسان است چه بسا كه خاني را
بيشتر خوشايند مي آيد مرا تا سيري.
و بدان تصور يك قاچ كوچك از آن را خورد و خربزه ي دست خورده را به گوشه اي انداخت و در دل به ابلهاني كه مي انگارند
اين شاهكار خاني با شوكت و شكم سير است كه يك تكه از آن دلش را زده و آنرا رها كرده مي خنديد.
چند قدمي دور نشده بود كه فكري ديگر خاطرش را پريشان ساخت.با خود گفت: مگر ممكن است چنين خاني بدون نوكر و
خدم باشد.بي گمان ته مانده را آنها خواهند خورد.برگشت و با ولع شروع كرد به خوردن تمامي خربزه.شادتر بود كه هم
داستانش به حقيقت نزديكتر شده و هم خربزه اي بدان شيريني به هدر نرفته.
همه را خورد و پوست آنرا به هر سو پرتاب كرد و گفت: بي گمان خادمين بي چاره مجبور بوده اند كه پشت سرورشان بدوند و
خربزه را به نيش كشيده و درراه خورده باشند.پس من پوست ها را پراكنده ميسازم تا نيز نشاني باشد بر اين كه خدمه ي ايشان
از يك دو نفربيشتر بوده اند.
باز در فكر فرو رفت كه اين خان عظيم الشان و خدامش با پاي خود كه راه گز نميكنند.حقا كه قاطر نداشتن ايشان مايه ي
شك است. مردك بي چاره دوباره بازگشت و با اندوه پوست هاي خربزه را به دندان كشيد و به ناچار هر طور كه بود خورد.يك
آن به خود آمد و از خربزه هيچ نشاني نيافت.دست خود بر شكم زدو با چهره ايي حق به جانب زيرلب گفت:
نه خاني آمد و نه خاني رفته!



:: موضوعات مرتبط: جوک و طنز , داستان کوتاه و رمان , ,
تاریخ : چهار شنبه 2 دی 1394
بازدید : 283
نویسنده : وحید

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود كه هتل به كامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به
همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينكه متوجه شود نامه را ميفرستد . در
اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين كره خاكي ، زني كه تازه از مراسم خاك سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فكر
كه شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ كامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چك كند . اما پس از خواندن
اولين نامه غش ميكند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين
ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم كه از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا كامپيوتر دارند و هر كس به اينجا مي اد ميتونه براي
عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چك كردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت .
اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه



:: موضوعات مرتبط: داستان کوتاه و رمان , ,
تاریخ : چهار شنبه 2 دی 1394
بازدید : 252
نویسنده : وحید

آيا ميدانيد كه گاهي به هم مي رسيم و مي گوييم 120 سال زنده باشي يعني چه و از كجا آمده؟
براي چه نمي گوييم 150 يا 100 سال يا ...
در ايران و در زمان ماقبل هجوم اعراب به ايران سال كبيسه را به اين صورت محاسبه مي كردند كه به جاي اينكه هر 4 سال
يكروز اضافه كنند (كه البته اضافه هم مي كردند) هر 120 سال يك ماه را جشن مي گرفتند و كل ايران اين جشن برپا بود و
براي اين كه بعضي ها ممكن بود يكبار اين جشن را ببينند و عمرشان جواب نمي داد تا اين جشن ها را دوباره ببينند به همين
دليل ديدن اين جشن را به عنوان بزرگترين آرزو براي يكديگر خواستار بودند هر كسي براي طرف مقابل آرزو مي كرد تا آنقدر
زنده باشي كه اين جشن باشكوه را ببيني و اين به صورت يك تعارف و سنتي بي نهايت زيبا درآمد. كه وقتي به هم مي رسيدند
بگويند 120 سال زنده باشي!



:: موضوعات مرتبط: دانستنی های جالب , ,
تاریخ : چهار شنبه 2 دی 1394
بازدید : 240
نویسنده : وحید

اانگلستان: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده مي شود
ايران: موفقيت مدير سنجيده نمي شود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است
انگلستان: مديران بعضي وقتها استعفا مي دهند.
ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا مي شود.
انگلستان: افراد از مشاغل پايين شروع مي كنند و به تدريج ممكن است مدير شوند.
ايران: افراد مدير مادرزادي هستند و اولين شغلشان در بيست سالگي مديريت است.
انگلستان: براي يك پست مديريت، دنبال مدير مي گردند.
ايران: براي يك فرد، دنبال پست مديريت مي گردند و در صورت لزوم اين پست ساخته مي شود.
انگلستان: يك كارمند ساده ممكن است سه سال بعد مدير شود.
ايران: يك كارمند ساده، سه سال بعد همان كارمند ساده است، در حالي كه مديرش سه بار عوض شده.
انگلستان: اگر بخواهند از دانش و تجربه كسي حداكثر استفاده را بكنند، او را مشاور مديريت ميكنند.
ايران: اگر بخواهند از كسي هيچ استفاده اي نكنند، او را مشاور مديريت مي كنند.
انگلستان: اگر كسي از كار بركنار شود، عذرخواهي مي كند و حتي ممكن است محاكمه شود.
ايران: اگر كسي از كار بركنار شود، طي مراسم باشكوهي از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد مي گيرد.
انگلستان: مديران بصورت مستقل استخدام و بركنار مي شوند، ولي بصورت گروهي و هماهنگ كار مي كنند.
ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ كار مي كنند، ولي بصورت گروهي استخدام و بركنار مي شوند.
انگلستان: براي استخدام مدير، در روزنامه آگهي مي دهند و با برخي مصاحبه مي كنند.
ايران: براي استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن مي كنند.
انگلستان: زمان پايان كار يك مدير و شروع كار مدير بعدي از قبل مشخص است.
ايران: مديران در همان روز حكم مديريت يا بركناريشان را مي گيرند.
انگلستان: همه مي دانند درآمد قانوني يك مدير زياد است.
ايران: مديران انسانهاي ساده زيستي هستند كه درآمدشان به كسي ربطي ندارد.
انگلستان: شما مديرتان را با اسم كوچك صدا مي زنيد.
ايران: شما مديرتان را صدا نمي زنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمي دهد.
انگلستان: براي مديريت، سابقه كار مفيد و لياقت لازم است.
ايران: براي مديريت، مورد اعتماد بودن كفايت مي كند



:: موضوعات مرتبط: جوک و طنز , ,
به وبلاگ من خوش آمدید

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان دنیای عکس ،دانلود رمان و آدرس zoodbia.Loxblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






افزایش بازدید واقعی میترا رنک :: اولین و تنها سامانه رسمی افزایش بازدید و رنک وب سایت های پارسی زبان